X
تبلیغات
استاد حاج آقا عزت الله مومنی
آدرس جلسه سه شنبه 15 مرداد1392

آدرس جلسه:


تهران- میدام امام حسین- خ شهید مدنی-

 بالاتر از بیمارستان امام حسین علیه

 السلام - کوچه شهید اسلامی - بن بست شهید

 ابراهیمی - پ 18

زمان جلسات:

سه شنبه و جمعه هر هفته

از ساعت 4 تا 9 بعدازظهر
نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام اختلافات بین مردم و گروه ها برطرف نمی شود. وظیفه ی ما چیست؟ وظیفه ی ما این است که به اختلافات ورود نکنیم و اختلافات را دامن نزنیم و قانع باشیم. ببینیم قرآن چه قضاوتی می کند. و اگر در کتاب هم اختلاف کردند ما از معنی صوری کلام الله تبعیت نماییم. اختلاف افکنی ها از شیطان و از نفس اماره است. از طرح مطالب و مباحث اختلاف برانگیز پرهیز کنیم و بر این تمرکز نماییم که چگونه می توان قلب را از غیر خدا پاک کرد. چگونه می توان در هر کاری که می خواهیم انجام بدهیم از خدا جدا نباشیم و برای  نفس خودمان و برای دل خودمان کاری نکنیم. این ها کارهایی است که ما می باید انجام دهیم. 

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: 

"هر کس که در  راه حق قدم بردارد، به آب رسد و هر که به بیراهه رود دچار سرگردانی شود. این بیان نجات بخشی است برای کسی که در آب اندیشه کند و راهنمائی است برای توسل و آویختن به آئین و روش پیشوایان دین، و عالم بازدارنده. و هشداری است برای کسی که به سبب روگرداندن و بریدن از راه  امامان در وادی سرگردانی کشیده شود و با تمایل به راست و چپ از راه منحرف شود، و از گوش فرادادن به سخن بافانی افتراگوی و فریب خورده در دین که سخنشان همچون گردی پخش شده در فضا و سرابی خشک و نابود است. برحذر می دارد.

چنانکه خدای عزّ و جلّ می فرماید:

آیا مردم گمان می کنند با گفتن: "ایمان آوردیم" بی آنکه مورد آزمایش قرار گیرند به حال خود رها می شوند؟ در حالیکه آنانی را که قبل از ایشان بودند آزمایش کرده ایم. آری خداوند آنان را که راست می گویند و نیز دروغگویان را حتماً خواهد شناخت.

هم چنین از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: مبادا با کسی که در دین خود فریب خورده اند بحث و جدل کنید زیرا وی تا زمانش به پایان نرسد بر برهان پوسیده خود که از دیگران بدانان می رسد باقی خواهد ماند. و چون زمانش برسد، شعله ی گناهانش او را در بر گرفته و خواهد سوزانید.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

 امیرالمومنان علیه السلام به پیروان خود فرمود: 

با مردم به ظاهر خود آمیزش و نشست و برخاست داشته باشید، و از حیث اندیشه و عمل خویش از آنان دوری کنید، بدرستی که بهره هر کس همان چیزی است که خود بدست آورده، و در روز قیامت با آن کس که دوست می داشته محشور خواهد بود، بدانید ای گروه شیعه که شما به آنچه که دوست می دارید و آرزوی شماست دست نخواهید یافت مگر اینکه پاره ای از شما به روی دیگری آب دهان اندازد، و بعضی بعض دیگر را دروغگو بخواند. تا جایی که از شما جز اندکی همچون سرمه ای که در چشم می کشید و نمکی که در طعام می ریزند کسی پا بر جا بر این امر باقی نمایند و نسبت آن دو به چشم و طعام چه اندک و بی مقدار است! اکنون در این باره برای شما مثالی می زنم: و آن این که شخصی مقداری گندم داشته باشد و آن را باد داده و غربال و پاکیزه کرده و در خانه ای انبار نموده و در آن را بسته باشد تا آنقدر که خدا خواسته پس از مدتی که در آنرا بگشاید و ببیند در گندم جانور پیدا شده است (کرم گذاشته)، آنرا بیرون آورده دوباره پاک کند و باد بدهد، سپس آن را در آن خانه بگذارد و در آنرا ببندد، و بعد از مدتی که در انبار را می گشاید ببینید باز کرم در گندم پیدا شده، آنرا خارج ساخته پاکیزه کند و مجدداً در انبار قرار دهد، باز پس از مدتی آنرا بیرون آورده و ببیند این بار هم کرم گذاشته است، پس این عمل همچون گذشته چندین بار تکرار شود تا نماند مگر اندکی گندم از یک بار که دیگر کرم نتواند هیچ آسیبی به آن برساند. شما را نیز گرفتاری ها باید این گونه خالص نماید، تا این که از شما جز گروهی که فتنه ها نمی تواند آسیبی بدان برساند کسی دیگر باقی نماند و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: سوگند به خدا شما حتماً تصفیه و خالص خواهید شد و بخدا سوگند بدین سو و آن سو به چپ و راست پرواز خواهید کرد تا غیر از آن کس که خداوند از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش نقش کرده و با روح خود مؤیّدش نموده، دیگر کسی از شما باقی نماند.

و باز در روایتی دیگر از پیشوایان علیهم السلام چنین آمده: تا آنکه از شما کسی بر این امر باقی نماند مگر تعدادی هرچه کمتر و کمتر.

و جماعتی که بر این امر باقی می ماند و پافشاری می کند و در حق استوار و ثابت قدم است، همان گروهی است که به آنان در زمان غیبت دستور داده شده که صبر بورزند.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

استقامت در اجرای واجبات پنجشنبه 21 آذر1392

یعنی بر انجام واجبات الهی صبر و پشتکار داشته باشید و در برابر دشمن پایداری کرده مقاوم باشید، و رابطه خود را با امام منتظرتان برقرار بدارید. و همین گروه اندک است که امیرالمومنین علیه السلام آنان را سفارش می کندکه: در راه حق و هدایت از کم بودن پیروان آن هراس نداشته باشید، 

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

 امیرالمومنین علیه السلام بر منبر کوفه فرموند: 

"ای مردم بوی ایمان را از راه من می توان استشمام کرد، من وسیله بویایی و دو چشم هدایتم، ای مردم در راه حق از کمی پویندگان آن باک نداشته باشید، مردم بر سر سفره ای گرد آمده اند که سیر شدن از آن سفره اندک و گرسنگی اش فراوان است، و خداوند را باید به یاری طلبید، مردم را صفت رضا و غضب آنان را که به این عمل راضی بودند گرفتار عذاب خود ساخت و دلیل آن کلام خدا است که می فرماید: آنان دوست و یار خود را خواندند پس او آماده شد و ناقه را پی کرد پس ببینید عذاب و تنبیه من چگونه سخت بود و نیز فرمود: پس آنرا پی کردند و خداوند به کیفر گناهانشان آنان را هلاک و شهرشان را با خاک یکسان کرد و از نابودی آنان باک نداشت. بدانید اگر از کسی درباره قاتل من سؤال شود و او قاتل مرا با ایمان پندارد، پس او خود مرا کشته است (یعنی در حکم قاتل من است)، ای مردم هر کس در راه الله گام بردارد سرانجام به آن خواهد رسید، و هر کس بر بیراهه رود، در بیابان دچار سرگردانی شود."

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

اهل هدایت اندکند پنجشنبه 21 آذر1392
 امیرالمومنین علیه السلام فرمود: در راه هدایت از کمی اهل آن هراس نداشته باشید.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

 امیرالمومنان علیه السلام به پیروان خود فرمود: در میان مردم همچون زنبور عسل در بین پرندگان باشید، هیچ پرنده ای نیست مگر این که زنبور عسل را ناتوان و بی مقدار می شمرد، در صورتی که اگر بدانند در اندرون او چه نهفته است هرگز با او چنین رفتاری نخواهندکرد.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

ای برادران !

این قدر حرف نزنید. این قدر تحلیل نکنید. این قدر چون و چرا توی کار نیارید. اینها به میزانی که هستند از علائم نفس اند. بجای فعال کردن ذهن ، و شک آوردن تو کار ، کار کنید. توجه تون رو از خدا قطع نکنید. استقامت کردن در کار تنها کار ماست. والسلام.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |


رمز این که مشکلات نتوانند بر ما سوار شوند و نتوانند در نظرمان

همچون کوه جلوه کنند و نتوانند ما را گرفتار ترس و وحشت کنند و 

نتوانند ما را از پا درآورند این است که " در حالی که برای حلّ و 

رفع آن ها برنامه ریزی و تلاش می کنیم ، به آن ها بی اعتنایی 

کنیم"

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

عقاید نقطویه سه شنبه 27 فروردین1392

عقاید نقطویان در یک نگاه
نقطویه به تناسخ صعودی و نزولی سخت پایبندند و نبوت را به آب و ولایت را به خاک تعبیر کنند و جوهر آن را نمک می‌شناسند و گویند مهر حضرت فاطمه (ع) آب است. گویند قرآن در سوره فاتحه خلاصه شده است و مفهوم این سوره در بسم الله و بعد باء بسم الله و سپس نقطه تحت الباء است و علی (ع) همان نقطه باء است که مورد استناد نقطویه می‌باشد. ایشان ولایت کلیه را معتقدند و کسی را که به این مقام نایل شود بابا گویند و ولایت را بر نبوت رجحان می‌دهند و گویند نام مادر موسی را بر هر قفلی بزنید گشوده گردد یعنی نام مادر موسی مفتاح حلال و حرام و تمام رموز و مشکلات بوده و آن اسم اعظم است.

در خانه‌های ایشان چیزی که بیش از همه یافت می‌شود نمک است که به قول ایشان عصاره خاک است زیرا تمام عوالم هستی از خاک پدید آمد و تلألوی صبحگاهی خورشید از آن است که آفتاب جهان تاب، همه شب به دریای محیط در افتاده و بامدادان با تابشی بیشتر می‌درخشد و یکی از عبادات مهم ایشان آن است که قبل از طلوع آفتاب بیدار گشته به خورشید می‌نگرند تا آشکار گشته و این بیت را بخوانند:

خاک شو خاک تا بروید گل          که به جز خاک نیست مظهر گل

گویند وجود عنصری بدن هر انسان دو/سوم آب و یک/سوم نمک است، و مرکز منظومه شمسی کره زمین است، سرّ عالم خلقت اکسیر است و ریشه اکسیر کیمیاست و هرکس به اکسیر دست یافت به مقام نقطه و بابی رسیده است و تمام علوم را درمی یابد، در توصیف حضرت رسول (ص) گویند که حضرت ختمی مرتبت سایه نداشت غرض از سایه نداشتن و مفهوم آن آب است و کنیه حضرت علی (ع) بوتراب بود و مقصود آن است که حضرت علی (ع) دارای ولایت کلیه بود و به اکسیر دست یافته بود.

آنان خوردن می‌را جایز دانند و اکسیر را اخت النبوة گویند و پندارند که پیش از رسیدن به چهل سالگی دست یافتن به اکسیر امکان ندارد. گویند قارون و موسی (ع) و فرعون و حضرت رضا (ع) و حضرت علی (ع) در مقام نقطه بودند و به اکسیر دست یافتند و ذوالنون مصری دارای این مرتبت بود. نقطویه سال را به نوزده ماه و هر ماه را به نوزده روز قسمت کنند و عدد هفت و نوزده را مقدس دارند. از مطالب فوق معلوم می‌شود که بابیه و بهائیه شمار سال و ماه خود را از ایشان اقتباس کرده‌اند. (فرهنگ فرق اسلامی، مشکور، ص448)


نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

جامعیت در سلوک

سه روش در مورد سیر و سلوک وجود دارد: روش «معرفة النفس»، روش «ریاضت» و روش «عشق و دلدادگی به خدا و اهل بیت عصمت و طهارت:». بعضی از بزرگان ما یک روش داشتند و این روش را تا آخر رفتند؛ ولی ایشان هر سه روش را با هم داشتند. آیت الله بهاءالدینی(ع) فرموده بود که الآن ثروتمندترین مرد جهان آیت الله بهجت است. مقصود چیست؟ اشاره کرده بودند به همین مسئله که بعضی از یک مسیر به کمال رسیدند، بعضی از دو مسیر؛ اما ایشان از سه مسیر رفتند؛ یعنی میان «معرفة النفس»، «ریاضت» و «عشق و دلدادگی» جمع کرده بودند. و به عبارت دیگر، آیت الله بهجت(ره) بین ذکر و فکر و عشق جمع کردند. 

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

حاج آقا مومنی می فرمایند:

جهت كساني كه مي خواند برايشان همسر پيدا شود و يا اين كه خانه اي را بفروشند آيات زير هر روز بخوانند و نسخه اي را نيز هميشه همراه خود قرار دهند و يا در خانه اشان پنهان كنند:

يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ ﴿فاطر:29﴾

در حقيقت كسانى كه كتاب خدا را مى‏خوانند و نماز برپا مى‏دارند و از آنچه بديشان روزى داده‏ايم نهان و آشكارا انفاق مى‏كنند اميد به تجارتى بسته‏اند كه هرگز زوال نمى‏پذيرد (فاطر:29)

وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿توبه:111

و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏اى كه با او كرده‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است (توبه:111) 

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

زندگی نامه حاج قادر شبانی چهارشنبه 18 بهمن1391
آن چه در ادامه می خوانید زندگی نامه "حاج قادر شبانی" است که بر اساس جندین مصاحبه ی طولانی نوشته شد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

علیکم بالعشق جمعه 6 بهمن1391
تغییرات در اخلاقیات و روان انسان خیلی کُند انجام می شود 

کسی نباید طالب و متوقع باشد که تحولات در روان و رفتار به سرعت به نتیجه برسد 

کسی نخواهد با دعا کارهای روانی و رفتاری اصلاح شود

کار می برد، ممارست فراوان می خواهد، حالا حالاها کار دارد

معارف لازم است عشق لازم است . تنها آتش عشق می تواند هیزم خیس وسوسه ها و هواهای نفس را بسوزاند. عشق است که ایجاد همت و اراده و پشتکار می کند. علیکم بالعشق. 

ما توی این زمینه ها باید مثل کسی باشیم که معشوقه اش به او گفت اگه منو دوست داری باید این

سنگ بزرگ را به بالای کوه برسانی و عاشق بیچاره چهل سال این سنگ بزرگ را بالا می برد و هی 

از دستش می افتاد پایین و او دو باره از صفر شروع می کرد تا این که بالاخره موفق شد تا سنگ را

به قله برساند.  تا به معشوقه اش ثابت کند که من تابع تو هستم. تا به معشوقه اش ثابت کند که من فقط

آن کارهایی را انجام می دهم که تو دوست داری . که تو رضایت داری. ملاک تامین خواست و رضایت 

خداست.  

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

هر که گناه نمی کند چهره متبسم استاد پاداش اوست


و هر که گناه می کند  و وارد جلسه می شود، از


استاد جز اخم و بی توجهی نمی بیند


استاد را سر سازگاری و مدارا و مماشات با اهل 


گناه نیست. بالاخره اعتراض و ناراحتی خود را به


شکلی به فرد می فهماند

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

جلسات ذکر اهل بیت علیهم السلام 


کمافی السابق دایر است

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

العلم قلیلٌ ، کثر الجاهلون


نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

با سلام و احترام؛

عده ای از پرسشگران عزیز دائم می نویسند که چرا از حضرت استاد

کم تر مطلب می نویسم. خدمت مبارک این خوبان عرض می کنم، که

اگر به فهرست عناوین وبلاگ نظری بیندازند، آنگاه متوجه خواهند شد

 که این تعداد رهمنون استاد برای سازندگی روحی افرادعمل گرا کافی

 است. ان شاءالله 


 

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

یک روز کسی به من آدرس یک خرت و پرت فروش کنار میدان قیام را داد. گفته بودند که اسمش "شیخ محسن" است و از شاگردان مرحوم آیت الله بهجت. من هم همت کردم و رفتم. نیت ام برطرف شدن یکی از گیرهای سلوکی ام بود که حل نشده باقی مانده بود. کسی نتوانسته بود در برطرف شدن اش کمک ام کند. حتی نزد حاج آقا مومنی و دیگران. پیرمرد قیافه اش به افراد 65 ساله و رو به بالا می خورد. روی زمین بساط خود را چیده بود و در بساط خود زیرپیرهن و لیف و کیسه حمام و شانه و ناخن گیر و از این خرت و پرت ها دیده می شد. سلام کردم و دو تا کیسه حمام خریدم. در حالی که داشت بقیه پولمو می داد متوجه شد که خواسته ام چیست و با من صحبت هایی کرد. صورتمو بوسید و گفت: "هر نفسی یک اثری دارد" و از آن به بعد مشکل سلوکی ام برطرف شد. نوبت بعدی به من گفت شما برای جلسه به منزل بیایید.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

بشر و تکنولوژی شنبه 16 دی1391

یک روز حاج آقا به بنده گفت : بشر به تدریج متوجه معایب بد تکنولوژی می شود و به سمت طبیعت گرایی می رود. همان طور که از این طرف - آن طرف دنیا، علائمش هم دیده می شود. در هر کاری رعایت حد وسطش خوب است.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

برای ظهور بی قراری نکن پنجشنبه 16 آذر1391
یک بار حاج آقا به بنده که خیلی برای وقوع ظهور حضرت قائم بی قراری می کردم گفت:

می دانی فلانی برای من هیچ فرقی نمی کند که ظهور بشود یا نشود. تو هم همین طور بشو. آن هایی که خیلی بی قراری می کنند هنوز نخودهای نپخته اند. پخته که بشوند از این تلاطم ها می افتند و بیش تر به درون خود می روند و اتصال اشان را به خدا و حضرت محکم تر می کنند و دیگه دچار شل کن سفت کن نمی شوند.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

حاج آقا پاچناری پنجشنبه 16 آذر1391

حاج آقا پاچناری را اغلب کسانی که به جناب شیخ رجبعلی خیاط ارادت دارند می شناسند

او به صورت کلمات موزون و منظوم سخن می گوید. در زیر دو نمونه از سخنان او را می نویسم. اگر خوانندگان این متن جملات دیگری را از او حفظ هستند اطلاع رسانی کنند تا به جملات ایشان اضافه گردند:

1-پاتو بذار رو هوس  /  آزاد شی از تو قفس

2-تو کارات مکث کن  /  تقاضای  فکس  کن


نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

اين جا محلي براي عرضه ي خوانده هايت نيست. اين جا محل ابراز وجود كردن نيست. محل شكستن وجود است. برو ديگه علمتو نيار اين جا. هر وقت آمدي با عمل خوبت بيا تو تا منو خوشحال كني. من با عمل خوب خوشحال ميشم. نه ابراز فضل.

بابا اين جا دكان فضل فروشي نيست! محل خودسازي و تعليم و تربيت نفس است. محل اين بگه و تو جوابشو بدي و مجادله كني نيست. ديگه نيا اين جا. ما اين جا نمي خواهيم مجادله افراد را با هم ببينيم. اين جا آمدي كوله ات رو دم در بگذار بيا تو. با كوله ي خالي بيا تو. تا چيزي گيرت بياد. با كوله ي پر كه مي آيي چيزي گيرت نمي آيد! من عمل افراد را نگاه مي كنم. عبادتها و احسانها و گريه هايت را نگاه مي كنم. تصويرها مي افتد روي قلبت و من مي بينم. با تصويرهايي كه خودت خجالت مي افتي اگه من ببينم نيا اين جا.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

در ثانیه باش! دوشنبه 10 بهمن1390
دستور ما این است که از ثانیه خارج نشوید. در ثانیه ای که خدا درش هست. هیچ ثانیه ای رو بدون خدا نباش. این بالاترین دستور است. در ثانیه باش.
نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

موقعی که تکبیر گفته ای و نماز می خوانی این قدر تکان نخور. آرام بگیر. در قلبت و در درونت باش . اجازه نده ذهنت تو را این طرف و آن طرف ببرد. فقط نماز بخوان کار دیگه ای انجام نده ذهنت حرف نزند. وای از دست شما!! چرا وقتی نماز می خوانی با دستت بدنت را می خارانی. چرا صورتت را می خارانی. وقتی صورتت را می خارانی شیطان همان جا ایستاده و صورتتو می بوسد و بهت آفرین می گوید. دیگه دستت را روی صورتت نیار. این قدر دل شیطان رو شاد نکن. این قدر من رو اذیت نکن. پدر جان در برابر خالق ایستاده ای . ارام بگیر در مقابل خالق. این قدر بی توجه نباش در برابر این خدای رحمان و رحیم. موقع نماز متوجه الله باش نه چیز دیگری. از درونت بیرون نرو. با هر کلمه که می قرائت می کنی با همان باش چیز دیگری حرف ذهنی و تصویر دیگری را با کلمات نمازت اضافه نکن. برای زیاد شدن توجه ات در نماز خوب وضو بگیر. با توجه تمام وضو بگیر. نافله ها را بخوان تا آرام آرام وجودت به نماز علاقمند بشود. استغفار و صلوات زیاد بگو تا روحت آرام آرام پاک و پاکیزه بشود. آن موقع می بینی که هر روز نمازت نمازتر شده. بعد از نماز ذهنت را از خدا قطع نکن. زود نرو سراغ حرف زدن و یا انجام دادن کارهایی که داری. کمی تامل و صبر کن. شوخی روزانه ات را کم کن چون دلت را می میراند. جوک هایی که درش بی حیایی هست درش غیبت اقوام کشور هست نام افراد هست نخوان زود از بین ببر این ها را تا خدا ببیند که از بازی گوشی و غفلت انزجار و تنفر داری آن موقع نور بهت میده. در روز حواست به خودت باشه چشمت رو نگذار جایی بره و هرزه باشد چشمتو بنداز پایین. توجه و تمرکز کن روی الله. روی امام زمان. انها را همراه خودت ببین. آنها را دور از خودت نبین. آنها را در کنار خودت احساس کن. شوقتو به خدا زیاد کن. خودت را قانع کن که ذهنت را به جایی نفرستی. ذهنت از بدنت خارج نشه. این ها دائم تا اخر عمر باید آویزه ی گوشت باشد.   

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

ما در  حلال  خدا  هم  نباید  اسراف  کنیم. تا آرام  آرام  و  به  تدریج  رشد  روحی  و  معنوی  کنیم. باید  قوی  همت  شوی.  نکند  با  نفست  خیلی  همراهی کنی. خودتو  گول  نزن!  توجیه  برای  خودت  نتراش.  والا  خدا  می گه  امام زمان  می گه  ولش  کن  به حال  خودش  بگذار  هر  کاری دلش  می خواد  بکنه بکنه.   

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

بابا! خداس! پنجشنبه 1 دی1390

من نمی دونم   حالا   بمیرم    یه دیقه بعد بمیرم  یه ساعت بعد بمیرم  شب بمیرم  فردا بمیرم  یه سال بعد بمیرم  کی بمیرم!  من نمی دونم خدا من آدم پیر به درد نخور را برای چی نگه داشته؟!  بابا!  خداس! حکیمه.  من نمی تونم که  تو  کار خدا دخالت کنم.  او فعال مایشاء س. عزیز من قربونت بشم من بیا تسلیمش شو. من هم تسلیمش هستم. همه چیز دست خودشه. به من ربطی ندارد. می کی می میرم؟ چه میدونم؟ می گی که خدا این پیرمرد رو برای چه نمی برد؟ من چرا نمی میرم؟ من نمی دانم. حتماً خدا می خواد با عمر دادن به من پیر مرد یه کاری بکند. کسی هدایت بشود. درسی به کسی بدهد. تو مراقب خودت باش. مراقب باش که بین خودت و خدا فاصله ایجاد نکنی. خدا را فراموش نکن. خدا را تو کارهات شریکش کن. عزیز من. این خدا که رحمشو از کافر و منافق و من بد! قطع نمی کند. تو  چرا  نمی خوای تابعش بشی؟ چرا نمی خوای مسائلتو باهاش  در میان  بگذاری؟ چرا به سمت چنین خدایی نمی روی؟!  

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

حواست کجاس عمو؟!!! پنجشنبه 1 دی1390

ما این جا نه تعبیر خواب بلدیم انجام بدیم نه کارهای دیگر بلدیم انجام بدیم. ما این جا دور هم جمع می شویم تا محبت خودمان را به اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین ابراز کنیم. بگیم ما شما را دوست داریم. ما که عارف نیستیم. ما آدمهای معمولی هستیم. اگر احکام را خوب یاد بگیریم و بخاطر خدا انجام بدهیم اگر اخلاقیاتمان را برای خدا درست کنیم دیگه بحث اضافه ای نداریم. ما بقیه مسائل که احیاناً برای کسی رخ بدهد به ما ربطی ندارد. به ما چه خواب خوبی دیده ای. دیگه تعریف نکنی ها؟ دیدی که دیدی. چه دلیل دارد می آیی مطرح می کنی؟ همه ی ماها باید خواب خوب ببینیم. مراقب باش عجب نگیردت. عجب آدم را بی چاره می کند. عجب آدم را بدبخت می کند. عجب موجب سقوط آدم می شود. بابا یه مگس می آد تو دماغت تو رو از پا می اندازد. تو از آب نجس بدبو متعفن درست شده ای. چرا عجب می گیردت؟ عجبه ها؟! حواست کجاس عمو؟!!!

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |

عزیز دلم ...

هر کاری می خواهی بکنی بسم الله الرحمن الرحیم بگو و استغفار هم بکن. شاید آن وسط شیطان هم دخالت کند. کار خوب هم می کنی بسم الله بگو و استغفار کن و انجام بده. این طوری اگه شیطان بخواهد دخالت کند بی اثر می شود. توجه انسان نباید در هر حال از خدا قطع شود.

نوشته شده توسط یکی از کم ترین شاگردان استاد   | لینک ثابت |