تبليغاتX
مکتب تربیتی استاد حاج عزت الله مومنی
تارنمايي براي انعكاس زندگي، سخنان، سخنراني هاي استاد

راه کمال در دو نکته خلاصه می شود : توجه دائم به مبدا و مبارزه با نفس اماره .

به نقل از وبلاگ: راه کمال بلاگفا دات کام

اگر کسی می خواهد پیشرفت معنوی کند ٬ آشکار است که باید تعلیمات نظری را با عمل در هم آمیزد . عمل به تنهایی لنگ است ٬ و از تئوری به تنهایی کاری ساخته نیست . عمل معنوی ٬ در اصل ٬ همان مبارزه با نفس اماره است .نفس اماره برخاسته از روح بشری است که در حوزه نا خوداگاه قرار دارد . نفس اماره منشا انگیزش های مضر ٬ ضد اخلاقی و ضد الهی است . در عرفان سنتی ٬ این منبع را از طریق سرکوب و ضعیف کردن جسم و همچنین به خود محرومیت دادن های جسمی و روانی می خشکاندند ٬ اما روش معنویت فطری به جای سرکوب و تضعیف جسم ٬ آن را باید تقویت کرد ٬ آن گاه به کمک نیروی اراده ی قوی تر که توسط عقل رحمانی هدایت می شود ٬ بر خواسته های نا مشروع نفس اماره غلبه کرد . با این فرایند طبیعی ست که می توان واحد های ارگانیزم روحی روانی را به فضیلت های الهی تبدیل نمود و عقل اعلی را نیز به عقل رحمانی متحول کرد .

                                                       نفس اماره

تا روح ملکوتی به درجه ای از پختگی نرسد ٬ انسان نمیتواند به وجود نفس اماره در وجود خود  پی ببرد . نفس اماره در سطح خود آگاه ٬ به صورت انگیزش های پی در پی امیال نامشروع و مضرروح بشری  بروز می کند . و بوالهوسی هایش را که خواستار ارضای فوری آن هاست ٬ با قدرت تمام بر شخص تحمیل می کند و مرتبا با رهنمود های عقل رحمانی مبارزه و مخالفت می ورزد .

    یکی از ویژگی های نفس اماره استفاده از ترفندهای مختلف برای تسلط بر روح ملکوتی است .. نفس در هر حمله ٬ معمولا تمام قدرت خود را از طریق هوی و هوس و خواهش های نفسانی به کار می گیرد ٬ اما گاهی هم با دغلی ٬ لباس عقل می پوشد و با صدای آن سخن می گوید . در این حال ٬اگر شخص آگاه نباشد ٬ با دست خویش ٬ خود را فریب می دهد و هوس هایش را با استدلال منطقی یا به طریق کلاه شرعی توجیه می کند . این منتها درجه گمراهی است . ٬ چرا که شخص با دلیل تراشی های خود ٬ نفس اماره اش را یاری می دهد تا هوس هایش را به صورت موجهی جلوه دهد و برای تسلیم شدن در مقابل این وسوسه ها دلیل بتراشد و کلاه شرعی درست کند . مثلا کسی که بدون اجازه از برق دولتی انشعاب می گیرد ٬ در توجیه عمل خود می گوید احقاق حق کرده چون بیش از حد به دولت مالیات می دهد .{یا مثلا خلافی در رانندگی مرتکب می شود و می گوید همه این خلاف را انجام می دهند .نویسنده .}

     یکی دیگر از حیله های نفس اماره این است که وانمود کند عقب نشینی کرده و شخص را می فریبد که تسلیم شده است . اما این عقب نشینی ٬ ترفندی بیش نیست . حیله ای است که به واسطه ی آن می خواهد شخص را از حالت آماده باش خارج کند ٬ غافلش کند تا بعدا به طور غیر منتظره ٬ به او حمله کند .

    شیوه غلبه نفس بر مرد و زن متفاوت است . در نزد زنان نفس بیشتر از راه عواطف و احساسات و به خصوص تاثیر پذیری و حس حسادت و انتقام جویی وارد می شود .در نزد مرد ها ٬ نفس اماره بیش از هر چیز ٬ از راه غرور ٬ قدرت طلبی و شهوت حمله می کند . این نقطه ضعف ها چه بسا باعث شود که شخص بی خبر ٬ آنچه را که از لحاظ معنوی با سالها کوشش به دست آورده ٬ در یک دم از دست بدهد . تاریخ ادیان ٬ مشحون از این گونه لغزش هاست .

    علاوه بر بعضی ضعف های روانی فوق ٬ ضعف های دیگری چون پول پرستی ٬ افتخار طلبی و غیره شخص را ذر مقابل نفس اماره آسیب پذیر تر می کند . در آزمون های روزانه زندگی است که مبارزه با نفس معنا پیدا می کند . این آزمون ها رو که دستگاه علیت الهی تنظیم می کند . ماهیت های مختلف دارند٬ اما در همه حال نقاط ضعف شخص را نشانه می گیرند . بدین ترتیب ٬ اکثر اتفاقاتی که در زندگی روز مره روی می دهد ٬ حتی اتفاقات کوچک ٬ در واقع صحنه سازی هایی است برای آزمودن و خالص کردن شخص و اینکه هر بار گوشه تازه ای از وجود خود را کشف کند و خود را بهتر بشناسند . آزمون ها ممکن است درونی باشد ـ مثلا نیت بدی که باید با آن مبارزه کرد ـ مثلا شخص خواب می بیند که در معرض وسوسه ای قرار گرفته و به این ترتیب عکس العملش در مقابل این وسوسه مورد آزمایش قرار می گیرد .

                                                                فایده نفس اماره

نفس اماره اگر چه دشمن اصلی روح ملکوتی است ٬ اما وجودش برای رشد روح ضروری است ٬ زیرا بدون ضدیت و مبارزه ٬ رشد روح ملکوتی امکان پذیر نمی باشد . خواسته های نفس اماره را می توان به توکسین میکربی تشبیه کرد . اگر قوی و به مقدار زیاد باشد برای روح ملکوتی مضر و حتی کشنده است . اما اگر ضعیف شده و به مقدار کم باشد روح را در مقابل نفس اماره واکسینه می کند و موجب می شود که روح ملکوتی بتواند انگیزش های نفس اماره را به تدریج مهار کند .

                                                  چگونه با نفس اماره مبارزه کنیم ؟

   در روح ملکوتی گرایش فطری برای نزدیک شدن به مبدا الهی وجود دارد ٬همان گونه که در نفس اماره چنین گرایشی برای دور شدن از مبدا وجود دارد . نفس اماره که در حوزه ی ناخداگاه قرار دارد ٬ به هیچ کوششی احتیاج ندارد ٬ زیرا رفتارش غریزی و خودکار است . در مقابل تهاجمات نفس اماره ٬ کار اصلی روح ملکوتی ِ آگاه این است که هشیار باشد و نگذارد نفس اماره با در اختیار گرفتن عقل و اراده ٬ قانون خود را بر او تحمیل کند . اگر کسی از سر جهل ٬ غفلت یا بی تفاوتی ٬ مراقب نفس اماره اش نباشد و منفعل باقی بماند ٬ مبارزه ی بین بخش ملکوتی و بشری اش ٬ به طور ناخداگاه ٬ به سوي غلبه نفس اماره پيش خواهد رفت ، تا جايي كه نفس كاملا بر روح ملكوتي مسلط شود . خطر گران تر اين است كه اكثر افراد از اين سلطه ي نفس اماره بر خود ، بي خبرند .

    براي توفيق در مبارزه با نفس اماره ،احتياح به يك روش صحيح هست . از سويي انسان بايد به تحليل روان خود بپردازد تا به معايب و ضعف هاي خويش پي ببرد  و از حضور نفس اماره آگاه شود‌‌‌‌( همون خودشناسي كه نويسنده در حال تحرير اين مطلب است ) از سوي ديگر بايد سلامت روح ملكوتي را حفظ كند و آن را پرورش دهد و تقويت كند تا از اراده قوي و عقلي سليم برخوردار شود .

    در عمل ٬ باید ابتدا با معایب صفاتی یا نقاط ضعف روحی ـ روانی ِ خویش که بارزترند مبارزه کرد . در اثر مبارزه با هر یک از این نقطه ضعف ها ٬ نقاط ضعف دیگری خود را آشکار می کند . به این ترتیب می توان به تدریج وجوه گوناگون نفس اماره ی خویش را شناخت و حمله ها و حیله های آن را خنثی کرد . از شیوه مقابله با نفس اماره یکی این است که انسان در ابتدا به طور سیستماتیک با خواسته های آن مخالفت کند و عکس خواسته های او را عملی سازد . مثلا اگر از کسی خوشش نمی آید ٬ هر بار که وسوسه شود از او بد گوید ٬ ابتدا خود را وادار به خودداری کند ٬و در سطحی بالا تر ٬جز از نقاط مثبت او حرفی نزند. اگر در این کار پشتکار به خرج دهد ٬آن احساس منفی تدریجا منتفی می شود .

    مبارزه با نفس اماره یک فرایند طولانی است . و به پشتکار زیاد احتیاج دارد . برای حفظ پشتکار و نگه داشتن انگیزه لازم ٬ دیدار با اشخاص معنوی و مقدسین چه در حیات و چه در ممات ٬ خدمت به خلق و انفاق ٬ مطالعه متون معنوی و الهی ٬ عبادت و ....... عوامل تقویتی مفیدی هستند .

   حربه های اصلی روح ملکوتی در مقابل نفس امره ٬ اراده راسخ و اخلاق اصیل و اصول الهی است . به کار بستن اخلاق اصیل و اصول الهی ٬مواد غذایی لازم برای رشد ارگانیزم روحی روانی ٬ فراهم می آورد . تنها در گرماگرم این مبارزه درونی است که شخص متوجه که بدون کمک خدا هیچ نتیجه ی دایمی ِ قابل توجهی عایدش نمی شود . و همچنین متوجه می شود که اراده اش به تنهایی ٬ بدون حمایت و نور خدا ٬ قادر به انجام کاری نیست . با ایمان به خدای حقیقی است که می توان نور او را که حاوی هدایت و انرژی است ٬جذب کرد .و اگر نه بدون آن ٬ سرکوب مداوم انگیزش های نفس اماره موجب وازدگی ٬ ایجاد عقده و دیگر مشکلات روانی می شود . نظر خدا بر ما اثرات روانی زیان بار ناشی از این سرکوب ها را خنثی می کند . (به امید آن که خدا بر ما همیشه نظر داشته باشد . نویسنده .){  بر گرفته از کتاب راه کمال فصل ۳۷ با کمی تغییر}

در حال مطالعه نظرات شما دوستان بودم که یکی از دوستان (آقا محسن )زحمت کشیدند و خلاصه ای از مطالب را بیان نمودند که از ایشان کمال تشکر را دارم .

در ادامه ي مطالب شما خواستم كه اشاره اي به رابطه ي مبارزه با نفس و خود شناسي در يك برنامه ي عملي داشته باشم.البته به صورت خلاصه:

در عمل به معنويت بايد به مبارزه با نفس و خود شناسي در يك سيكل و برنامه ي هماهنگ عمل كرد بدين گونه كه مرحله ي اول خود شناسي يعني پي بردن به نقاط ضعف و قوتي كه در ابتدا به چشم مي آيد ودر ادامه مبارزه باضعفها مبارزه با نفس خود نقاط ضعف و قوت را مشخص مي كند و خود شناسي عميق تري را نتيجه مي دهد وبعد باز هم در پي آن مبارزه با نفس در يك برنامه ريزي دقيق بايد اين دو فرآيند را تواما عمل کرد تا هردو هدف يعني مبارزه با نفس و خودشناسي به طور كامل انجام شود.
با مبارزه با نفس در مورد يك خصوصيت اخلاقي در نهايت بعد از موفقيت آن صفت مبدل به فضيلت الهي شده و در وجود روحي ما مانند شمعي افروخته عمل مي كند كه با روشن كردن اطراف خود ساير نقاط تاريك را به ما مي نماياند و ما را به عمق بيشتري در خود شناسي مي رساند.
براي رسيدن به فضيلت الهي و جذب انرژي الهي براي ادامه ي مبارزه با نفس بايد فقط و فقط با نيت رضاي الهي به مبارزه با نفس و عمل به اخلاقيات پرداخت .

نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 14:47 | لینک  | 

بخشي و گزيده اي از صحبتهاي جمعه شب ۲۷/۱۰/۸۷:

آن موقع كه ما خدمت جناب شيخ رجبعلي خياط مي رسيديم ايشان مي فرمودند كه هشت نفر مانده تا ۳۱۳ تن كامل شوند و شما تلاش بكنيد كه شما يكي از ۳۱۳ تن شويد. حالا من هم همين را مي گويم كه شما سعي كنيد يكي از ۳۱۳ تن باشيد. يا الله بيكار ننشينيد كار بكنيد. عبادت خالص بكنيد. براي چيزي عبادت نكنيد. براي خود خدا عبادت كنيد. اگر اهل كار خير كردنيد يا الله پاشو كارتو ادامه بده. شل و بی حس و بی همت نباش.

اين ۳۱۳ نفر هم از مرده ها هستند و هم از زنده ها. هر دو دسته منتظرند و حواسشان جمع است تا ببينند كه حضرت كي اعلام ظهور مي كند تا آني مانند برق به محضرش برسند. دورش را بگيرند و آن موقع حضرت هم خودشان صاحب همه ي قوا مي شوند و هم به يارانشان همه جور علم و قوايي مي دهند. هر كسري كه اين ياران داشته باشند،خود حضرت كسري اشان را كامل مي كند. پس نگو من نمي توانم چون ضعف زياد دارم. تو صادقانه و خالصانه كارها و وظايف ات را انجام بده. اين ۳۱۳ نفر چطور اشخاصي هستند؟ آنها افرادي هستند كاملاً شجاع،كاملاً صادق و راستگو و با همت و درستكار. شغلشان چيه؟ شغلشان توي شغلهاي پست جامعه است. رفتگر و كارگر و بنا و خياط و آهنگر و لحاف دوز و ديوانه و هالو !!! است. مردم اينها را اصلاً نمي شناسند. توي اجتماع گم اند. تو ثروتمندها و صاحب منصبها نيستند. کاملاْ عاشق خدا هستند. عاشق امام زمان هستند. همه ی کارها و رفتارهایشان را ُ شادی و ناراحتی اشان را با امام زمان در میان می گذارند. از سر خود هیچ کاری را انجام نمی دهند. اشخاصی اند کاملاْ درستكار. وقتي همه خوابند آن کسی که رفتگره خيابانها را خوب جارو مي كشه تا كوچه و خيابان برای خلق خدا کاملاْ تميز باشه. با زن و بچه اشان خوب رفتار مي كنند. عدالت كامل در رفتارشان دارند. با مردم خوب رفتار مي كنند. يا الله پاشو تصميم بگير و همين الان با خدا عهد و پيمان ببند كه خدايا مرا هم جزو ۳۱۳ تن قرار بده. زنهايي كه داخل ۳۱۳ تن اند چطور زنهايي هستند؟آنها زنهايي هستند پاك و درستكار و مطيع امر خدا و رسول و امام و شوهرشان هستند. خوب خوب بلدند كه چطور شوهر داري مي كنند. خوب خوب بلدند چطور بچه هايشان را درست تربيت كنند. خوش خلق و خوش رفتارند. اين ۳۱۳ نفر آدم هايي اند روشن روشن. اصلاً هيچ تاريكي در وجودشان راه ندارد. دروغگو نيستند كه بوي بد بگيرند و تاريك شوند. شما وقتي صلوات مي فرستي بايد بوي خوش بوي گل محمدي از وجودت بلند شود. چرا تو تاريكي و چرا بوي گل محمدي نمي دهي؟ يا الله پاشو كار كن.

نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 8:18 | لینک  | 

دي شب ۲۷/۱۰/۸۷ دكتر احمديان خاطره اي تعريف كردند كه نقل مي كنم. ولي يادم نيست در قضيه نمازي كه تعريف كردند كدام نماز بود آيا ظهر و عصر بود يا مغرب و عشا. بعداً ايشان يادآوري مي كنند و من مجداً نوشته را اصلاح خواهم كرد: من از اوائل كه خدمت حاج آقا مي رسيدم جلسه در منزل برگزار نمي شد. بلكه در مغازه ي كوچكشان در خ. صفاي غربي مي رفتيم و ايشان براي ما در همان جا صحبت مي كردند. يك روز سر كار بودم و نماز مي خواندم. فكرم خيلي پراكنده بود. آقاي آقايي زنگ زند كه حاج آقا مومني سلام رساندند و گفتند نمازت را دوباره اعاده كن. 

*******************************************************************

در اين باره من مكرر مثال دارم كه بنويسم. حاج آقا براي اين كه راقم سطور را در نماز به تمركز برسانند، خيلي زحمت بسيار كشيد و از اين مساله رنج بسيار بردند تا اندكي توفيق حاصل كردند! به اين شكل كه تمرين تمركز مي دادند كه در حالت تجسم و طي الارض خيالي جايي در حرم امام رضا عليه السلام قرار بگيرم و پنج دقيقه ذهنم در آنجا ثابت باشد و جايي ديگر نرود. اين كار را در حضور جمع، در حضور سيد ايمان و حقير ، با حضور آقاي ميري و حقير تمرين كرديم. الحق كه از دشوارترين كارهاست و از مهمترين فعاليتها و خواسته هاي حاج آقا مومني است .براي اصلاح و اقامه دو ركعت نماز ما ايشان وقت زيادي صرف كردند. و مي توانم بگويم هنوز به خواسته اشان نرسيده اند. گفتند هرگاه توانستيد دو ركعت نماز كاملاً سالم بخوانيد بدانيد كه جسم برزخي اتان آدم شده است. و چنين نمازي را از نشانه هاي آدم شدن اعلام فرمودند.

نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 7:54 | لینک  | 

در شب عاشورا که در منزل استاد مراسم احیاء برگزار بود مطالب نظری در باب عرفان مطرح شد و این که مثلاْ در طبقات عالم چه می گذرد و از این دست مطالب. حاج آقا فقط گوش می دادند. بالاخره فرمودند با این حرفا وضعیت ما هیچ تغییری نمی کند. فقط باید با نفس خود مخالفت کنید تا این که روزی بتوانید بجای شنیدن گزارش وضع بالا از دهان این و اون خودتان مستقیماْ تجربه کنید. پس روی خودتان کار کنید و وقتتان را هدر ندهید. هر کسی هر کاری کرده برای خودش کرده نمی تواند چیزی به کس دیگر بدهد. 
نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 9:52 | لینک  | 

دی شب شب تاسوعا بود و من و عده ای از دوستان در خدمت حاج آقا در اتاق ایشان نشسته بودیم و ایشان از لزوم فاصله گرفتن از انجام اذکار و ختوماتی می گفتند که این روزها کتابهای زیادی در خصوص آنها به چاپ رسیده است. گفتند که ما تا وقتی راه و روش قرآن و عترت (حضرات معصومین علیهم السلام) را داریم چرا باید متوسل به ریاضتها و اذکاری شویم که راهی جز به جوجه شیاطین بر ما نمی گشایند؟ و نهایت کاری که از این اذکار بر می آید این است که ما را مرتبط به شیاطین و جنها و برخوردار از قوای آنها می کنند. برای ما ذکر هست نه این که نباشد ولی چه ذکری بهتر از  "صلوات" و "استغفار" می توانید پیدا کنید. و این که با سلاح صدق و همت و توکل و اتصال و مراقبه ی مستمر و شدید بر افکار و گفتار و اعمال و  عمل بنده وار به احکام و زیستنی مطابق با الگوهای قرآنی و الگوهای عملی مان یعنی حضرات معصومین ( که مساوی است با الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر قران) است که می توانید به هر چه که می خواهید برسید. ما را چکار با جنهای زشت و بدترکیبی که خدا خودش گفته قسم به دشمنی و انحراف بشر خورده اند.  و شیطان هم که قرآن گفته انه کان من الجن. کجای قرآن دستور داده که مثلاً روزی به این تعداد لااله الاالله بگو. ولی خدا خودش امر به فرستادن صلوات کرده است. در قرآن مگر نه این که آمده " ان الله و الملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما ". صلوات مقام رازقیت بشر است به موجودات ذخانی و برزخی. موجودات نوری نورد و لذا از نور هم تغذیه می کنند  وصلوات هم نور محض است. وقتی شما صلوات می فرستید آنها سریع به سمت این نور حرکت می کنند. برای حرکت صعودی روح هم باید متوسل به حضرات معصومین شد. آنها وبتغوا الوسیله و حبل المتین و صراط المستقیمی هستندکه خدا گفته آنها را بجویید و به آنها متوسل بشوید.

نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 13:25 | لینک  | 

امروز شنبه است. دیروز روز جمعه بود. و در منزل حاج آقا مومنی مراسم سینه زنی داشتیم. حدود یک ساعت و نیم سینه زنی طول کشید. حاج آقا بسیار دعا کردند. این روزها دائم از رفتن و وصیت هایشان برای ما می گویند. موقع خداحافظی گفتند باید این قدر گریه کنیم تا چشم هایمان کور شود. با چشم گریان به داخل قبر برویم. تا بگویند هنوز چشمش گریانه. آنموقع هر کسی را بخواهی می توانی شفاعت کنی. درسته که چشم هایش دیگه نمی بینند. ولی با آن چشماهایش همه را می شناسد.آمار همه را دارد. و کسی را فراموش نمی کند. غم همه ی دلم را می گیرد وقتی سخن از رفتن می کند. بارها گفته ام به ایشان که شما پناهگاه ما هستید. شما به ما گفتید تا ظهور امام زمان هستید. پس حرف از رفتن نزنید. و سکوت می کنند. گویی غیر مستقیم می خواهد بگوید من ظهور آفاقی حضرت را نمی بینم. روز سه شنبه ی قبل به آقای مرتضی میرحجازی می گفت : آقای میر حجازی وصیت می کند که بعد از رفتن من سخنرانی هایت تعطیل نشود. این جلسات باید ادامه داشته باشد. و خصوصی به من گفتند چه باشم و چه نباشم همراه شما هستم و تنهایت نمی گذارم.

نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 9:47 | لینک  | 

دي شب منزل آقاي دكتر احمديان معاون سابق وزير نيرو و مديرعامل پيشين توانير بوديم. شايد با اعتماد كامل بنويسم كه تا به حال من صاحب منصبي متواضع تر و افتاده تر و كم حرف تر از ايشان  نديده ام. نه به گونه اي تصنعي كه كاملاً تواضعي صميمانه، طبيعي و واقعي. از زماني (تيرماه 1384) كه به جلسه ي تعليم و تربيت حاج آقا مومني پيوستم، جلسه ي منزل دكتر احمديان هر 15 روز  (روز يك شنبه) برقرار بود. تا سال قبل حضرت آيت الله ز. هم مي آمدند و با عشق عجيب اشان به حضرت مهدي عج به فضاي جلسه حرارت و گرمي خاصي مي دادند.

     


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه فرهنگی هيات علی اصغر (ع) در ساعت 8:38 | لینک  |